تیاب

سوگند به قلم و آنچه می نویسند

درخواست از شهریاری و عالی برای پس گرفتن امضای استیضاح

با صدور بیانیه‌ای از سوی فعالان جامعه مدنی استان سیستان و بلوچستان صورت گرفت؛

تعدادی از فعالان جامعه مدنی استان سیستان و بلوچستان با صدور نامه‌ای سرگشاده به دو تن از نمایندگان این استان كه درخواست استیضاح وزیر علوم را امضا كرده بودند، را پس بگیرند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، متن این نامه سرگشاده به شرح زیر است:

با نام آفریننده امید

نمایندگان محترم مردم شریف زاهدان و زابل در مجلس شواری اسلامی

جناب آقای حسینعلی شهریاری و سرکار خانم دکتر عالی

با سلام و احترام

نیک می‌دانیم که شما قانونگذاران در مجلس شورای اسلامی بیش از هر گروه، طیف و یا شخص دیگری طلیعه و پیام رسای 24 خرداد ماه سال 92 که تبلوری بود از جوش و خروش غیرتمندانه مردم عزیز ایران از هشت سال نامهربانی بر منافع و منابع کشور را درک کرده‌اید.

و نیک می‌دانید انتخابات 24 خرداد پیام روشنی بود برای آنهایی که هشت سال با از هم پاشیدن نظام علمی و برنامه‌ریزی کشور، قیم‌مابانه با ولی‌نعمتان خود چنین بی‌مسوولانه برخورد نمودند و با شعار خدمتگزاری بسیاری از منابع کشور و بیت‌المال را بر باد فنا دادند.

انتخاب سال 92 رای قانونمداری، نظام مبتنی بر برنامه و همچنین اصلاح بسیاری از روش‌های ناصواب گذشته در اداره امور کشور بود.

پیام 24 خرداد تنها تغییر قوه اجرایی کشور نبود، بلکه خطابه مهمی نیز به دیگر قوای نظام اسلامی و از جمله نمایندگان محترم ملت در مجلس شورای اسلامی داشت که همگام با تدبیر قوه اجراییه امیدهای از دست رفته بسیاری را به آغوش مشوش ملت بازگرداند.

بی‌تردید جلوگیری از قانون‌گریزی و بستن راه استفاده از رانت‌های سیاسی، اقتصادی، آموزشی و... ابتدایی‌ترین خواسته مردم ایران بوده و شما بهارستان‌نشینان بهتر از هر شخص دیگری آگاه هستید که خبر رانت‌های هزاران میلیاردی، سوءاستفاده‌های کلان از بیت‌المال و در یکی از آخرین موارد هزارن رانت تحصیلی و آموزشی بر مردم شریف ایران بسیار سنگین و ناگوار آمده است، که منابع عمومی ملت را اینگونه بی‌محابا به تاراج برده‌اند.

جناب آقای شهریاری و سرکار خانم عالی؛ شما در 24 خرداد خود به عینه دیدید که دگر بار مردم از سیستان تا بلوچستان چگونه حماسه‌ای آفریدند و بر همگان روشن ساختند که همچنان در خط مقدم انقلاب و فارغ از رنگ و نژاد و مذهب وقتی پای منافع ملت و کشور به میان می‌آید، حضوری یکپارچه‌ای رقم خواهند زد.

تدبیر امیدبخش مردم سیستان و بلوچستان در پشتیبانی از دولت تدبیر و امید بر شما نمایندگان محترم استان تکلیف می‌کند که همراهی و همگامی یکپارچه‌ای با دولت برخواسته از خواست عمومی مردم داشته باشید تا خدای ناخواسته برداشتی غیر از این در اذهان و افکار عمومی متوجه شما نشود، که اگر چنین شود مصداق همان زیر پا گذاشتن "حق‌الناس" است که خداوند متعال توجه به آن را از اوجب واجبات دانسته است.

اما نمایندگان محترم مردم در زابل و زاهدان؛ از بلوچستان غیور تا رادمردان سیستان با مشاهده کردن نام شما در میان فهرست استیضاح‌کنندگان جناب آقای دکتر فرجی دانا وزیر محترم علوم همچنان بسی ناباورانه می‌نگرند.

آگاه باشید در شرایطی که مردم استان در انتظار اجرای سیاست‌های تحول‌گرایانه دولتمردان دولت تدبیر و امید برای مقابله با بحران‌های انبوهی که سیستان و بلوچستان در سال‌های سوءمدیریت دولت گذشته و بر اثر بی‌توجهی و بی‌عدالتی بدان مبتلا شده، پیش کشیدن طرح استیضاح وزیری که شاید "تنها گناهش برملا ساختن اسرار" منفعت‌طلبان باشد چیزی جز مکدر شدن اذهان عمومی این استان امیدساز را به همراه نداشته و نخواهد داشت.

بنابرین بر همگان روشن است که اولویت امروز مردم استان هر چه که باشد استیضاح نیست! اولویت امروز مردم استان احیای دریاچه هامون، مقابله با ریزگردها، مقابله با پدیده مهاجرت، اجرای طرح گازرسانی، اجرای خط راه آهن، زنده کردن کشاورزی و بسیاری از طرح‌های توسعه‌ای است که اجرای آن یاری و همراهی شما نمایندگان محترم استان را می‌طلبد.

در پایان ما امضاکنندگان ذیل به نمایندگی از اقشار مختلف مردم سرفراز استان سیستان و بلوچستان از شما عزیزان تقاضا داریم تا با پس گرفتن امضای خود از طرح استیضاح وزیر محترم علوم و اولویت بخشیدن به مشکلات بی شمار استان، امیدهای به وجود آمده در دل نازنین مردمان این خطه از ایران عزیز و به خصوص جامعه دانشگاهی و قشر پویا و فعال جوان بلوچ و سیستانی را تبدیل به یاس نکنید.

بهروز شاهرخ‌نیا- حمید بارک‌زهی - سارا خوشخو - سیاوش کیخایی - خالد آهوپا- فرید طحان‌زاده- حمید میربزرگ- سجاد صفت‌گل- محمد خمر- مسعود نارویی - ابراهیم شمسی- محمد نخعی- علی سعیدی- علیرضا جهانتیغ- صبحانبردی رحمانی‌راد- سعید شمسی- علی زابلی- مهدی رضوانی- مهدی زابلی- حسین فردین- عبدالسلام علمی- صدیق حسین‌زاده- یونس زین‌الدینی- محمد بلوچ‌زهی- سیما میری- انور بلیده- عطاء کدخدایی- محمد صدیق دهقان- عبدالخالق باران‌زهی- عثمان دهانی- فرامرز امیری-عبدالخالق میهن‌پرست- انور بلیده- عبداللہ اربابی- اکبر رییسی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 9:5  توسط صدیق حسین زاده  | 

تروریست های اقتصادی و منطقه آزاد چابهار

صدیق حسین زاده - سه بار تغییر مدیر عامل ، اختلاس های مالی مدیر عامل سابق ، بازداشت مدیر عامل سابق ،  اختلاس و دستگیری هشت تن از کارمندان گمرک چابهار ، مطرح شدن طرح تحقیق و تفحص از عملکرد سازمان منطقه آزاد چابهار توسط جمعی از نمایندگان مجلس ، نقش استاندار سابق در اختلاس های مالی منطقه آزاد ، استخدام بی ضابطه نیروی انسانی و بسیاری از اتفاقات ریز و درشت مهم دیگر ، تنها گوشه ای از وضعیت نابسامان سازمان منطقه آزاد تجاری صنعتی چابهار است که درکمتر از دو سال گذشته اتفاق افتاده و باعث بروز آسیب های جدی اقتصادی و حیف و میل میلیاردها تومان از بیت المال در این منطقه شده است.

به دلیل وجود پرونده هایی مثل اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که به عنوان بزرگترین اختلاس تاریخ ایران مشهور است و همچنین تخلفات گسترده مالی دولت در برخی سازمان ها مثل تامین اجتماعی ، آنچنان که باید به تخلفات مالی دولت در مناطق پرداخته نشده ، ولی به  بیان کلی می توان وضعیت سازمان منطقه آزاد چابهار در دولت گذشته را درست نقطه مقابل اهداف اقتصادی کشور که هدف اولیه تشکیل این سازمان بوده توصیف کرد.

اما با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید ، تغییرات در مناطق آزاد تجاری کشور جزو اولین تحولات مدیریتی در استانها بود که در آن دو رویکرد دنبال می شد ، یکی بومی سازی و انتصاب مدیران محلی برای اولین بار در این مناطق به منظور رفع انتقادات مردم محلی در جهت سهیم شدن در مدیریت این مناطق و دیگری جلوگیری از افسارگسیختگی و ریخت و پاش های مالی مدیران برجای مانده از دولت قبل بود.

تغییرات در منطقه آزاد چابهار و منطقه آزاد تجاری قشم بطور همزمان انجام گرفت ، در منطقه آزاد قشم دکتر شهریار مشیری اصلاح طلب بعنوان مدیر عامل سازمان منطقه آزاد قشم انتخاب شد که با استقبال مردم قشم و هرمزگان نیز همراه بود ، دکتر شهریار مشیری دانش آموخته معماری از دانشکده پلی تکنیک تورنتو ایتالیا است که بنیانگذار دانشگاه آزاد اسلامی در هرمزگان شناخته می شود و سابقه ریاست دانشگاه آزاد بندر عباس ، نمایندگی مردم بندرعباس در دوره ششم مجلس شورای اسلامی و عضویت در شورای شهر بندر عباس را در کارنامه دارد. شهریاری مشیری در ابتدای کار خود با تشکیل دو تیم کارشناسی از بندرعباس و تهران و تلاشی شبانه روزی موفق شد از اختلاس ها و ویژه خواری های گسترده انجام شده توسط مسئولین دولت قبل در منطقه آزاد قشم پرده بردارد ، انبوه سازی بدون کنترل نظام مهندسی و رعایت موازین فنی و اخذ پروانه شهرداری ، استفاده از تسهیلات میلیاردی در جهت خرید کشتی و گم شدن کشتی ها ، از جمله فسادهای میلیاردی است که در جهت شفاف سازی و تنویر افکار عمومی از سوی مشیری به رسانه ها اعلام شد و انعکاس گسترده ای هم در رسانه های کشور پیدا کرد.

درست است که مدیرعاملی شهریار مشیری بر سازمان منطقه آزاد قشم با حاشیه هایی همراه بود و در نهایت به کناره گیری وی از این سمت منتهی شد ، اما اگر قرار برآورد دستاورد چند ماهه مدیریت مشیری در یکی از مناطق مهم تجاری اقتصادی کشور باشد ، می توان دستاورد چند ماهه مدیریت منطقه آزاد قشم را شفافیت مالی ، بیان وقایع و تخلفات گسترده مالی گذشته به مردم هرمزگان ، جلوگیری و مقابله با ادامه روند گذشته و همچنین آگاه سازی و اصلاح روند نادرست گذشته دانست.

انتظار است مجموعه مدیریتی منطقه آزاد چابهار هم  با توجه به تخلفات گسترده مالی که در دوره های گذشته صورت گرفته است ، بر راه شفافیت و آگاه سازی عمومی گام بر دارند و با پرهیز از روش های آمار محور و تبلیغاتی ، خط مشی عملگرایانه ی را در این بنگاه اقتصادی دنبال کنند.

هدف از این مقایسه بیان این نکته بودکه با توجه به برنامه های توسعه ای دولت یازدهم در سازمان منطقه آزاد تجاری صنعتی چابهار و همچنین قرار گرفتن این منطقه در موقعیتی استراتژیک و به عنوان تنها بندر اقیانوسی کشور، این منطقه از ظرفیت های بالقوه بسیار بالایی برخورددار است ، ولی باید توجه داشت که بدون آگاه سازی عمومی و در جریان گذاشتن مردم سیستان و بلوچستان از واقعیات موجود نمی شود بر مقابله با تروریست های اقتصادی و رانت خواری ها و ویژه خواری ها امیدوار بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 9:26  توسط صدیق حسین زاده  | 

ریشه و زمینه خشونت های تروریستی سیستان و بلوچستان

صدیق حسین زاده- به گروگان بردن پنج مرزبان کشورمان دوباره سیستان و بلوچستان را تیتر یک رسانه ها قرار داد و متاسفانه باعث شد که انگ نامنی و خشونت همچنان بر دامن پاک مردمان این استان باقی بماند.
 
در دو ماه گذشته که این عزیزان در چنگ گروهک جیش العدل به اسارت برده شده بودند ما شاهد تشکیل موجی از همگرایی و وحدت در جامعه ی مدنی برای رها سازی آنان بودیم.
 
به جرأت می توان گفت این موج اول بار در استان سیستان و بلوچستان و توسط جوانان فعال و قلم به دست بلوچ شروع شد و بعد توانست همه ی مردم استان، کشور و جامعه ی جهانی را با خود همراه سازد.
 
به عقیده نگارنده علت و علل تشکیل و فعالیت این گروهها را باید در دو جهت بررسی کرد، یکی در ریشه و سرمنشا چگونگی تشکیل این گروهک ها و دیگری در چگونگی و زمینه ی فعالیت آنها در منطقه است، پس باید میان دو بخش ریشه و زمینه تفکیک قائل شد، زیرا هر کدام از این دو بخش راه حل هایی متفاوت برای حل این مسأله نیاز دارند.
 
مساله ی اولی که در همگرایی جامعه ی مدنی برای آزاد سازی مرزبانان وطن بدان توجه نشد و یا کمتر مورد توجه قرار گرفت، مساله ی ریشه و سرمنشاء تشکیل این گروهک ها در منطقه ی سیستان و بلوچستان بود. معتقدم که ریشه تشکیل گروهک های با ظاهر مذهبی مسلح را باید در همزمانی آن با اتفاقاتی دانست که در منطقه ی خاورمیانه و در کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان، عراق و سوریه در جریان است و بدون شک ابتکار عمل برای حل و مقابله با این بحران بین المللی در دستان دستگاه دیپلماسی کشور است. هر چند نمی توان از سرمنشاء فرامنطقه ای آن و حضور قدرت های جهانی هم در منطقه عبور کرد.
 
لذا خشکاندن حوادثی از این جنس در منطقه نیازمند جریان سازی منطقه ای و فرامنطقه ای دستگاه دیپلماسی کشورمان در همراه کردن کشورهای منطقه برای مقابله با پدیده ی تروریسم با ظاهر مذهبی است.
 
مساله ی دومی که در این جریان بیشتر مورد توجه جامعه ی مدنی هم بود مساله ی زمینه ی فعالیت این گروهک ها در منطقه ی سیستان و بلوچستان بود، ولی نکته ی مهمی که مورد توجه فعالین مدنی قرار نگرفت جداسازی این تشکیلات مسلح از اکثریت مردم بلوچ بود.
 
اگر از نزدیک به باورهای مردم بلوچ آشنایی و مراوده داشته باشیم در خواهیم یافت که این دست از خشونت ها مطلقا" میان مردم بلوچ طرفدار ندارد. در واقع زمانی می شود به برداشت درستی از بلوچ و بلوچستان رسید که تاریخ این قوم و سرزمین ابا و اجدادیشان را به عنوان بخشی از ایران بزرگ به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم، به نگاهی به تاریخ درمی یابیم که این مردم برابری و مساوات می خواهند و حداقل در سال های پس از انقلاب اسلامی نشان دادند که این مهم را در صندوق های رأی می جویند.
 
آرای بالای مردم سیستان و بلوچستان به دولت روحانی فقط یک چیز را نشانه رفته بود و آن باز شدن درهای تغییر بود؛ به این معنی که مردم خواهان اصلاح وضعیت موجود و بهتر شدن شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استان هستند.
 
این مردم با مشارکت بالا در انتخابات ثابت کردند که جایی برای زندگی کردن می خواهند نه محلی برای نزاع و خشونت؛ در یک کلام مردم بلوچ اصلاحات اساسی در رویکردهای بیشتر اشتباه گذشته را می خواهند.
 
بر این نظرم که شاه کلید حل بسیاری از مصائب و مشکلات استان را باید در برقراری عدالت اجتماعی جستجو کرد، امری که در دوران اصلاحات به آن توجه شد و به اعتمادسازی بین حاکمیت و مردم منطقه کمک کرد و همینطور حس ملی گرایانه را نیز در بین اقوام که به مشارکت در مدیریت کشور فراخوانده شده بودند نیز تقویت کرد.
 
متاسفانه در هشت سال دولت گذشته به این امر یعنی مشارکت در جهت تقویت عدالت اجتماعی در استان توجه نشد و در نتیجه دیدیم که مردم استان در انتخابات اخیر علاوه بر توجه نشان دادن به سایر برنامه های جناب آقای روحانی به بیانیه ی ده ماده ای اقوام و مذاهب توجه ویژه نشان دادند و حاصل آن هم رأی بالای 70 درصد مردم استان به دولت تدبیر و امید بود.
 
باید توجه کرد که برقراری عدالت اجتماعی در استان به عنوان از بین برنده زمینه ی خشونت، لازم و ملزم مشارکت و توسعه ی سیاسی در کنار توسعه ی اقتصادی و فرهنگی است. بدون شک همانطور که مردم بلوچ در پیوستن به انقلاب 57 در پی تحقق عدالت اجتماعی بودند، مواضع بعد از انقلاب آنان هم به ویژه در انتخابات های ریاست جمهوری چند دهه ی گذشته نشان می دهد که این مردم همواره گرایشی اصلاح طلبانه به معنی اصلاح اساسی دیدگاه ها و رویکردها نسبت به اقوام و مذاهب داشته و دارند.
 
پس نباید فراموش کرد که لازمه ی یک مشارکت همه جانبه در استان نیازمند اعتماد سازی بین همه ی گروههای مردمی در استان است که این با تحقق عملی شعار "سیستان و بلوچستان برای همه ساکنین استان" و همچنین برقراری مساوات و نگاه برابر حاصل خواهد شد. به امید آن روز ...
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 9:7  توسط صدیق حسین زاده  | 

انتظارات مردم بلوچ از دولت تدبیر و امید


با عنایت به جغرافیایی سیاسی ایران امروز ، می شود گفت که قوم بلوچ هم با داشتن سه فاکتور مذهبی ، قومی و زبانی از اکثریت متمایز بوده و در اصطلاح یکی از همان اقلیت‌های قومی ساکن در ایران است و طبق اصل نوزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همانند سایر اقوام ایرانی بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها باید از حقوق مساوی برخوردار باشند.
 

۱- در بحث رعایت حقوق اقلیت‌های قومی ، مذهبی و زبانی ، اصول مهمی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده که از جمله آن می توان اصول۳، ۱۲ ، ۱۵ و ۱۹ را نام برد ، به عنوان مثال اصل پانزدهم قانون اساسی ، با وجود اینکه زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران را فارسی دانسته اما بر استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏‌های گروهی و تدریس آزادنه ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی تاکید داشته است. شاید بخش هایی مهم از اصولی که برشمرده شد را از باید اصول برجای مانده قانون اساسی دانست ، ولی مردم بلوچ با شاهد گرفتن همین اصول مهم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، از دولت آقای روحانی انتظار دارند وضعیتی را که کس یا کسانی به ناحق و نادرست در دولت‌های گذشته به آنان تحمیل کرده اند را به سمت تغییر و اجرای کامل قانون اساسی بکشاند.
 

۲- شعار‌های انتخاباتی آقای روحانی و به خصوص بیانیه ۱۰ ماده‌ای وی مبنی بر حقوق اقوام ، ادیان و مذاهب، توجه اقوام ایرانی را به خود جلب کرد و این مهم ، رای اعتماد ۷۳ درصدی مردم سیستان و بلوچستان به دولت تدبیر و امید را رقم زد که این در نوع خود و در میان سایر استانهای کشور بی‌نظیر بود ، در بیانیه فوق الذکر نکات بسیار ارزشمندی در جهت رسیدن به مساوات در بین اقلیم‌ها ،زبان‌ها، ادیان و مذاهب گوناگون ذکر شده بود که می توان به اجرای کامل قانون اساسی، مشارکت عمومی ، انتصاب نیروهای شایسته محلی در پست‌های مدیریتی، تدریس زبان مادری ایرانیان، تقویت فرهنگ و ادبیات اقوام ایران، رعایت حقوق پیروان سایر ادیان و مذاهب، رفع تبعیضات ناروا در همه ابعاد و اشکال و تغییر نگاه امنیتی نسبت به اقوام و فرهنگ‌های ایرانی اشاره کرد.
 

۳- اصل ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، وظیفه خطیر اجرای قانون اساسی را بر عهده رئیس جمهور گذاشته شده است ، پس قومیت‌ها و مذاهب از رئیس جمهور انتظار دارند همانطور که در قانون اساسی و در اصول ۱۲ و ۱۹ تاکید شده ، به فرهنگ و عقاید آنان احترام گذاشته شود ، مردم بلوچ هم به عنوان بخش قابل توجهی از مردم ایران انتظار دارند مسئولین و متولیان در دولت ، به زبان ، مذهب و ارزشهای قومی آنان احترام گذاشته و در جهت رفع تبعیضات موجود و همچنین موانع و مشکلات آنان اهتمام ورزند .
 

۴- تعیین دستيار ويژه رييس‌جمهور در امور اقوام و اقليت‌هاي ديني توسط آقای روحانی و همچنین شروع برخی اقدامات دولت در انتصاب نیروهای متخصص اهل سنت در پست‌های کلیدی ، که آخرین آن واگذاری معاونت مهندسی وزارت نفت به یکی هموطنان کرد بود ، بلوچ اهل سنت را هم به هموار شدن راه برابری اجتماعی و استفاده از نیروهای توانمند اقلیت‌های قومی مذهبی و همچنین تحقق وعده‌های انتخاباتی امیدوار کرده است ، اما باید به این نکته هم اشاره کرد که بعد از چندین ماه از شروع بکار دولت یازدهم ، تا به هنوز برنامه دولت برای مدیریت استان‌های سنی نشین مشخص نیست و این موجب بروز نگرانی هایی در میان مردم این مناطق شده است.
 

۵- هر چند دستور رئیس جمهور برای تدوین لایحه حقوق شهروندی به معاونت حقوقی ریاست جمهوری در مقابل وجود فصلی به نام حقوق ملت در قانون اساسی از سوی برخی حقوقدانان برجسته کشور با تردید مواجه شده است ، اما می توان امیدوارم بود که این اقدام مبارک مقدمه‌ای بر اجرای بلامنازع همه فصول قانون اساسی باشد ، بی‌تردید رعایت حقوق شهروندی و اجرای کامل قانون و ایجاد برابری و مساوات بین همه شهروندان ایرانی ، اقلیت‌های قومی مذهبی را که همیشه از موضع بالا به پائین به آنان نگاه شده است را بیش از دیگران خوشحال خواهد کرد.
 

۶- آقای فانی سرپرست آموزش و پرورش در گفتگو با سایت جماران اعلام کرد که تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس را اولویت کاری خود دارد . فانی همچنین گفت: ما باید اصل ۱۵ قانون اساسی را اجرا کنیم.
باید اشاره داشت که در دو دولت گذشته هم سخن از تدریس زبان قومیت‌ها به میان آمد ، اما هیچ زمان به مرحله اجرا درنیامد و همچنان در حد همان شعار تبلیغاتی دوران انتخابات ماند ، مردم بلوچ همانند سایر قومیت‌های ایرانی امیدوارند این سخنان آقای فانی به مراحله عمل در آید و بزودی شاهد تدریس زبان مادری‌شان در مدارس باشند ، زیرا با توجه به فقر اقتصادی موجود در بلوچستان تدریس زبان بلوچی بدون پشتوانه دولتی آنهم به صورت گسترده ، به شیوه غیر انتفاعی و خصوصی امکان پذیر نیست.
 

۷- متاسفانه تا به امروز موضوع رسیدن اقلیت‌های قومی مذهبی به حقوق حقه‌شان در میان سایر مسایل جاری کشور بسیار کم رنگ بوده است ، این مشکل بزرگ به دلایل مختلفی به اینجا رسیده که نیاز به بررسی و همچنین بسط فراوان در جامعه ایران دارد ، بدون شک اگر روال نادرست گذشته همچنان ادامه داشته باشد و اقداماتی عملی در این خصوص صورت نگیرد ، آینده‌ای مبهم برای اقلیت‌های دینی ، قومی و زبانی ایران در راه است ، مردم بلوچ همانند سایر اقوام ایرانی انتظار دارند به ارزشهای قومی و مذهبی آنان احترام گذاشته شود ، ارزشهایی که نه تنها هیچ منافاتی با حاکمیت ملی ندارند ، بلکه از اصول مصرح شده در قانون اساسی هستند که تقویت امنیت ملی را بدنبال خواهند داشت.
 

۸- به هرحال باید منتظر اقدامات عملی دولت تدبیر و امید و همچنین اجرای برنامه‌ها و پیشنهادهای آقای علی یونسی به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقليت‌هاي ديني ماند ، این مهم ، یعنی رسیدن اقلیت‌های قومی مذهبی به خواسته‌هایشان در گرو خواست مسئولین عالی رتبه کشور است که با نگاهی بدون تعصب و توأم با احترام به عقاید و فرهنگ مردم این مناطق ، از ارزشهای و باورهای آنان دفاع کنند و نیز با اجرای درست قانون ، کشور رنگارنگ ایران را برای همیشه پر از الوان بدارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 8:57  توسط صدیق حسین زاده  | 

بلوچستان سوریه نیست

صدیق حسین زاده - بعد از گذشت نزدیک به سه سال جنگ داخلی ، بیش از صد هزار کشته و آواره شدن نزدیک به هشت میلیون سوری ، دیگر شاید مردم کمتر کشوری در دنیا باشند که اطلاعی از آنچه در سوریه رخ می دهد نداشته باشند و وقایع این فاجعه انسانی که در سوریه دارد اتفاق می افتد را به طور روزانه دنبال نکنند .

بسیاری از مردم دنیا پاسخ این پرسش ها را به خوبی می دانند که شروع کننده این جنگ چه کسی بوده و مسئول این فاجعه انسانی چه کسانی هستند؟ زیرا بعد از پیش آمدن جنگ داخلی سوریه ، بسیاری از کشورها که منافعی در سوریه داشتند مستقیم یا غیر مستقیم وارد جنگ داخلی سوریه شدند ، این کشور ها قبل از پرداختن به حقوق شهروندان آن کشور در حال جنگ ، در اول به فکر تامین منافع کشورشان و سوء استفاده یا به عبارتی در پی استفاده بردن از این نبرد مسلحانه برآمدند.

جنگ در سوریه ادامه دارد و هر روز بیشتر از دیروز عمق پیدا می کند و ابعاد تازه تری به خود می گیرد ، کشورهایی حامی بشار اسد هستند و کشورهای زیادی هم به حمایت از مخالفان می پردازند ، اما آنچه که امروز عیان است مواضع رسمی کشورمان در قبال جنگ داخلی سوریه و حمایت از دولت بشاراسد است ، این مواضع هم در عرصه بین الملل و بر سیاست خارجی و هم در عرصه داخلی تاثیرات و واکنش های زیادی به همراه داشته است.

۱- نگاهها و تفسیرهای کاملا” متفاوتی از طرف گروههای سیاسی و صاحب نظران مسائل کشور در مورد جنگ داخلی سوریه بیان گردیده که منجر به تقسیم بندی و صف بندی های متفاوتی در بین مردم شده است ، ناآگاهی عمومی و عدم اطلاع رسانی صحیح به خصوص در صدا و سیما بر این تقسیم بندی تاثیر فراوان داشته است، به دلیل همین عدم وجود اطلاع رسانی درست تا هنوز بسیاری از مردم کشورمان نمی دانند که اعتراض مردم به حکومت بشار اسد در اول بصورت کاملا” مسالمت آمیز و بدون هرگونه خشونت انجام شد و آغاز کننده خشونت ها دولت بشار اسد بود، بسیاری هنوز نمی دانند این اعتراض در اول به استبداد چهل ساله خانواده اسد بود و به هیچ وجه رنگ و بوی مذهبی نداشت زیرا که حکومت اسد حکومتی سکولار بوده و هیچ زمان یک حکومت مذهبی نبوده است ، بسیاری هنوز نمی دانند حدود ۷۴ درصد مردم سوریه را مسلمانان اهل سنت تشکیل می دهند و بسیاری نکات مهم دیگر که در مورد آن اطلاع رسانی و شفافیت لازم در رسانه های داخلی وجود ندارد.

۲- اشاره شد که نگاههای متفاوتی به مسئله سوریه در داخل کشور وجود دارد و سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در جمع مردم شیرگاه سوادکوه مازندران از عمق این تفاوت و اختلاف دیدگاه مسئولان ارشد نظام خبر داد، هر چند این سخنان از سوی سخنگوی دستگاه دیپلماسی تکذیب شد اما حواشی و انتشار فایل صوتی و فیلم این سخنان بر آن تکذیب چربید ، از این دست سخنان و تفاوت دیدگاه در بین علمای اهل سنت هم وجود دارد اما حواشی که این جنگ در استان سیستان و بلوچستان بوجود آورده از جنسی کاملا” متفاوت است و تفسیرهای بسیار غلطی که برخی از جریان ها و شخصیت های مذهبی در سطح کشور و بعضی از رسانه های به اصطلاح اصولگرای استان در این باره می دهند گویای این مدعاست.

۳- آنچه مسلم است مردم بلوچ طرفدار و دوست دار رژیم بشاراسد نیستند ولی این موضوع را نباید اینگونه تعبیر کرد که طرفدار یا دوستدار گروه های تکفیری و وابسته به القاعده مانند جبهه النصره باشند. مردم بلوچ دوستدار مردم سوریه هستند و این بدان معنی است که مردم بلوچ دخالت کشورشان در قضیه سوریه را فقط در چهارچوب امنیت ملی ایران می پذیریند و مطرح کردن این جنگ به عنوان یک جنگ قومی و مذهبی را هرگز نخواهند پذیرفت.

۴- سایت های به اصطلاح اصول گرای استان با بکار بردن نوعی شیطنت و بازی کردن با احساسات مردم بلوچ که اکثریت اهل سنت هستند قصد دارند فضای استان را همانند هشت سال گذشته در حالتی بسته و پرتنش نگه دارند و حاضر نیستند بپذیرند در کشور تغییر و گشایشی انجام شده ، زبرا وقتی همه کشور در پی تغییرات انجام شده به سمت نشاطی سیاسی پیش می رود آنان قصد دارند فضای رادیکالیسم را در استان نهادینه کرده و از این طریق اهداف و منافع گروه مطبوع خود را تامین نمایند ، با نگاهی به گذشته جریان سیاسی وابسته این گروه در می یابیم که این گروه با نوعی بازی مظلوم نمایی حداکثر استفاده را از فضای بسته گذشته برده اند.

۵- سخنان سخیف برخی شخصیت های مذهبی و نگاه تعصب گونه برخی رسانی های افراطی به بلوچ و بلوچستان طوری است که انگار نه بلوچ را ایرانی و نه بلوچستان را جزئی از خاک ایران می دانند ، باید به این آقایان گوشزد کرد که بلوچستان سوریه نیست ، بلوچستان جزئی از خاک ایران و مردم بلوچ بخشی جدایی ناپذیر از مردم ایران هستند.

۶- آخرین پیام مولانا عبدالحمید در محکومیت هر نوع توهین به اقوام و مقدسات مذاهب حاوی نکاتی کلیدی برای اهل رسانه بود که شایسته است مورد توجه و تأمل قرار گیرد ، امام جمعه اهل سنت زاهدان در این پیام خطاب به همه کسانی که در رسانه ها مشغول فعالیت هستند گفته است: “شرایط حساس جهان را درک کرده و به مقدسات مذاهب، به ویژه مقدسات شیعه و سنی، و به علمای شیعه و سنی و تمام کسانی که مورد احترام یک مذهب یا یک ملت و قوم می باشند، احترام بگذارند. توصیه اسلام نیز همین است که حرمت کسی را که در بین یک ملت دارای جایگاه و مرتبه ای می باشد را رعایت نموده و به او احترام گذاشته شود. لذا ما به عنوان یک مسلمان اجازه نداریم به معتقدات یک مذهب، و حتی به مقدسات و علمای سایر ادیان، توهین کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 8:53  توسط صدیق حسین زاده  | 

یک تدبیر مهم برای امید به فردا

تصمیم دارم در انتخابات فردا شرکت کنم و با نوشتن نام "حسن روحانی" رأی خود را به صندوق بیندازم ، این تصمیم را بعد ساعت ها فکر کردن گرفتم و این تصمیم را نه از موضع یک اصلاح طلب به معنای معمول و رایج آن ، بلکه از موضع یک کنش گر سیاسی که به اصلاحات بخصوص در مختصات بومی آن ایمان دارد گرفتم.
در رأی دادن به روحانی نیز دلایل خود را دارم که یکی مهمترین این دلایل را می توان در این جمله لرد آکتن که می گوید " قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق فساد مطلق می آورد" خلاصه کرد ، این جمله موید این نکته است که در هر جامعه سیاسی قدرت باید بین گروه های سیاسی مختلف تقسیم شود تا خطر استبداد و خودکامگی گروه مقابل را دفع و رفع نمایند ، همانطور که در همه نظام های سیاسی توسعه یافته اینگونه است به این معنا که معمولا" اگر قوه مجریه یا دولت در دست یک حزب یا جریان است پارلمان و مجلس در اختیار گروه مقابل آن است و این دو جناح در نهایت نوعی توازن سیاسی در کشور بوجود می آورند و صد البته اختلاف گروه ها و احزاب هیچ وقت باعث فروپاشی و بی نظمی سیاسی نمی شود زیرا به طور معمول قانون و منافع عمومی جامعه این اجازه را به گروههای سیاسی نمی دهد.

صدیق حسین زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 8:48  توسط صدیق حسین زاده  | 

آسیب های یک تصمیم

صدیق حسین زاده - بحث تقسیم استان سیستان و بلوچستان زمان زیادی است که در محافل مختلف مطرح بوده ، ولی هیچ وقت به طور علنی و رسمی از این موضوع صحبتی به میان نیامده بود تا اینکه مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌های نماز جمعه روز ۱۱ اسفندماه این شهرستان، نسبت به آنچه که او "حذف نام بلوچستان" از تقسیمات کشوری خوانده، هشدار داد . مولوی عبدالحمید با بیان اینکه بلوچستان در تاریخ ایران بخشی از هویت ایران و ملت ایران بوده است، از دست های پنهانی سخن گفته بودکه می خواهند قومیت‏ها و فرهنگ‏های قومی را کمرنگ کرده و از بین ببرند؛  وی ادامه داده که نام بلوچستان از گذشته های دور در اسناد تاریخی وجود داشته و در این اواخر نام سیستان نیز به آن اضافه شده است. وی همچنین نام بلوچستان را جزو هویت ملت دانسته که در تاریخ ایران ثبت است و هشدار داده که اگر کسانی بخواهند نام بلوچستان را از استان حذف کنند ما آنان را دشمن ملت خود می دانیم.
حاتم نارویی استاندار سیستان و بلوچستان هم در سخنرانی های اخیری که در شهرهای مختلف استان داشته ، تقسیم استان سیستان و بلوچستان را به سه استان شایعه خوانده  است. طبیعتا" با این تکذیب بلندترین مقام اجرایی استان، می شود گفت که حداقل فعلا" تقسیم استان سیستان و بلوچستان به چند استان کوچک تر منتفی است.
 اما آنچه ما قصد داریم در این مبحث به آن بپردازیم نگاهی تاریخی به تجربه های گذشته در مرزبندی نادرست بلوچستان و مورد بررسی و کنکاش قرار دادن تقسیم بلوچستان از دو منظر تاریخی و تجربی است ، که یکی تعیین  مرزهای بین المللی که بلوچستان ایران ، بلوچستان پاکستان و بلوچستان افغانستان را از هم جدا کرده و دیگری مرزهای داخلی که مکران یا بلوچستان را در بین چند استان کشورمان تقسیم کرده است.
در بعد مرز بین ایران و پاکستان که تکلیف روشن است و این برمی گردد به سیاست های استعماری انگلیس در سال 1286 که برای محافظت از مستعمره خود یعنی هندوستان با فرستادن ژنرال گلداسمید جهت تعیین خط مرزی بلوچستان را فدای سیاست های استعماری خود کرد و آن را به دو نیمه شرقی و غربی بین ایران و انگلیس تقسیم کرد تا به نوعی مانع ورود دشمنان خود از مرزهای ایران به هندوستان شوند ، در بعد داخلی هم این ایراد به کارشناسان و تصمیم گیرنده گان تقسیمات کشوری داخلی وقت وارد است که ملاحظات فرهنگی را در تقسیم کردن و مرزبندی شهرستانها و استانها درنظر نگرفته اند، می شود گفت در تقسیمات صورت گرفته فکری به حال ملاحظات فرهنگی قوم بلوچ نشده ، لذا نمی توان از آسیب هایی که فرهنگ یک قوم در معنای خرد و تنوع فرهنگی ایران در معنای کلان گذشت ، پرواضح است این جداسازی جغرافیایی که پشتوانه قدرت سیاسی را هم با خود دارد نگاه فرهنگ خرد و کوچک شده در مختصات جغرافیایی را با توجه متمرکز بودن قدرت به مرکز معطوف می سازد و این در جای خود به نفع امنیت حاکمیت است، اما نباید این آسیب جدی را هم نادیده گرفت که این نگاه با پشتوانه قدرتمند سیاسی می تواند آن خرده فرهنگ را در خود جذب کرده و به لحاظ فرهنگی در خود حل نماید و از آن بدتر بی هویتی و سردرگمی انتخاب معیار فرهنگی برای یک قوم به ارمغان آورد که این بی هویتی به لحاظ امینتی در کاهش ضرایب امنیتی می تواند اثر گذار باشد ، زیرا کس یا کسانی که در این محیط جدید قرار گرفته اند از یک طرف ارتباط خود با ریشه و گذشته خود از دست رفته می بینند و از سوی دیگر هیچ معیاری برای اثبات کردن خود به سایر فرهنگ ها و اکثریت نمی بینند در نتیجه این افراد به مرور زمان پایبندی و اصول مشخصی در زندگی اجتماعی نمی توانند داشته باشند و این در دراز مدت می تواند تبعاتی بسیار نگران کننده به همراه داشته باشد.
از منظر تاریخی به استناد اسناد مهم بجای مانده از قرون گذشته نقش مهم بلوچ و بلوچستان را می توان پهنه تاریخی ایران زمین دید ، به طوری که بخش عمده ای از تاریخ بلوچستان را می توان در آثار شاعران نامی ایران مثل فردوسی دید ، شاعری که نه تنها قوم بلوچ بلکه از منظری فارسی و همه پارسی نشینان مدیون او هستند و به عقیده برخی از کارشناسان ادبیات فارسی ، فردوسی ستایش هیچ قومی را مثل قوم بلوچ نکرده است ، فردوسی در داستان کیخسرو دلیری سپاهیان بلوچ را اینگونه می ستاید :
سپاهی زگردن کوچ بلوچ
سگالیده جنگ و برآورده خوچ
که کس در جهان پشت ایشان ندید
برهنه یک انگشت ایشان ندید
این تنها اشاره کوچکی از گذشته بلوچ است ، ابعاد مهم تری را نیز می توان در لابلای برگه های تاریخ پیدا کرد ، هر چند  می توان گفت که مورخان ایرانی در بسیاری از موارد نقش بلوچ و بلوچستانی را در تاریخ ایران آنگونه شایسته بوده و هست نگفته اند ولی چند سالی است که مورخان بلوچ به جمع آوری و مدون کردن برگه های پراکنده تاریخ گذشته خود پرداخته اند که حاصل آن کتب ارزشمندی است در جهت شناساندن قوم بلوچ به نسل جدید و جوان ایران است ، این را هم باید گفت که نمی شود نانوشته های گمشده تاریخ را هم که این مردم در حق وطن خود انجام داده اند را دوباره زنده کرد و متاسفانه بسیاری از دلاوری ها و رشادتهای تاریخی مردم بلوچ برای همیشه در زیر خروارها خاک ظلم حاکمان و متجاوزان ظالم مدفون گردیده است.
با بررسی و استناد تاریخ ایران زمین چند چیز مهم به خوبی نمایان است ، که مهم ترین آن وطن پرستی و میهن پرستی مردم بلوچ و مقابله با تجاوز بیگانگان و استعمار بوده است ، قوم بلوچ  علی رغم همه ناملایمتی هایی که تاریخ به او نشان داده ، تا به امروز بخش مهمی از تاریخ ایران زمین بوده و هست ، مردمی که بزرگترین داشته اشان را غنای فرهنگی خود می دانند و از پیش از دوره هخامنشیان تا به امروز  با آن همراه بوده اند و به آن  می بالند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 9:31  توسط صدیق حسین زاده  | 

ما در اقلیت نیستیم ، بلکه با اکثریتیم !

صدیق حسین زاده - نه تنها زمامداران امور در کشور بلکه بیشتر مردم ایران زمین می دانند که مملکت در این برهه از زمان در شرایطی حساس و تاریخی قرار دارد و این را به راحتی از اتفاقاتی که در بالا یا مرکز کشور در حال وقوع است می شود درک کرد ، اتفاقاتی مثل آنچه که همین چند وقت پیش در بهارستان و ساختمان مرجع قانون گذاری کشور افتاد و باعث رقم خوردن دور جدیدی از منازعات سیاسی سران قوا شد.

این طرف و آن طرف هم سیاسیون کهنه کار را می بینیم که به تکاپو افتاده اند و این مهم را نه از منظر سهیم شدن در قدرت بلکه از سر میهن پرستی و وطن دوستی و یافتن راه حلی برای برون رفت از شرایط فعلی می دانند ، یک طرف عسگر اولادی را می بینیم که غیظ برخی از دوستان اصولگرایش را به جان خریده  و بر سر مواضع اش با حسین شریعتمداری به مناظره نشسته و همچنان بازار نامه نگاریش با هفت اصلاح طلب داغ است ، آن طرف هم در جبهه مقابل، قضایایی تازه در حال رخ دادن است از جمله آنکه عباس عبدی یکی از تئوریسین های جبهه اصلاحات راهکاری جدید مطرح کرده و  بر بازگشت دوستانش به سال 76 تاکید دارد ، عبدی می گوید  برنامه و آلترناتیوی جدید برای بازگشت اصلاح طلبان به عرصه سیاسی کشور دارد.

این روزها موتور دیپلماسی و سیاست خارجی هم گرم شده ، اولین سفر ریس جمهور نظام جمهوری اسلامی به سرزمین فراعنه با حاشیه های زیادی همراه بوده است ، از این مهمتر جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا که توپ را در زمین ایران انداخته بود و از آمادگی دولت آمریکا برای گفتگوی مستقیم با ایران سخن رانده بود،  از «رهبر معظم انقلاب» اینگونه پاسخ گرفت: " توپ در زمین شماست، چرا که شما باید پاسخگو باشید، آیا سخن گفتن از مذاکره همزمان با ادامه فشار و تهدید، ‌اصولاً معنایی دارد؟ مذاکره برای اثبات حسن نیت است، شما از سر سوءنیت ده‌ها کار انجام می‌دهید و بعد به زبان می‌گویید، مذاکره! آیا ملت ایران می‌تواند باور کند که شما حسن نیت دارید؟"

اما در فرا سوی این همه خبر و واقعه مهم که در کشور در حال وقوع است جایگاه ما به عنوان اقلیت مذهبی و قومی در معادلات سیاسی مرکز کجاست ؟ مرکز نشینان وقتی می خواهند معادله ای جدید به کار گیرند اقلیت ها را در کجای محاسباتشان قرار می دهند، اصلا" این یک موضوع تعریف شده است یا نیاز به باز تعریف دارد؟ یا نه! اینگونه نگریستن به معادلات از بیخ اشتباه است و باید گونه ای دیگر به تحولات مهم کشور نگریست.

واقعیت ماجرا این است که وقتی نخبگان ملی و یا همان خواص موضوعی را مطرح می کنند به فراخور آن نگاه نخبگان محلی را به خود جذب کرده و کسانی همراه و بعضی دیگر هم آن را دفع و یا حتی به صورت منطقه ای به مقابله با آن دیدگاه یا نظریه و حتی برنامه می پردازند حال این خبر از هر شخص ، مکتب و جبهه ای که باشد زیاد فرقی نمی کند، چه عسگر اولادی باشد ، چه عباس عبدی !

در نگاه کلان تر و موضوعات بزرگتر زمانی سران قوا اختلافات شان را علنی می کنند،  نگاه از پائین همان گونه است که در میان مردم مرکز وجود دارد و انتقادها و تعریف و تمجید ها هم از یک جنس است و تفاوتی چندان با هم ندارند و یا در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی هم دیدیم با وجود اینکه وزیر امورخارجه و رئیس جمهور کشورمان پیشنهاد آمریکایها برای مذاکره را مثبت ارزیابی کردند ، اما مردم منتظر بیانات شخص اول مملکت ماندند تا ببینند ایشان چه نظری دارند.

پس فرقی نمی کند که در کجای ایران باشیم ، پیرو کدام مذهب و زاده کدام قوم و قبیله باشیم ، زمانی که موضوعاتی در سطح کلان مطرح می شود و حرف از مصالح ملی به میان آید ، نگاه ها مشترک است و تصمیمات نیز هم سو ، پس اگر اینگونه به مسائل نگاه کرد می شود این نتیجه را گرفت که  "ما در اقلیت نیستیم بلکه با اکثریتیم."

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 9:40  توسط صدیق حسین زاده  | 

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟

صدیق حسین زاده - به نظر می رسد ایشان مفهوم روشنفکری را متوجه نشده اند و آن را با افراد تحصیلکرده و یا نخبه اجتماعی یکسان فرض کرده اند زیرا همه دفاعیات وی از تحصیلکرده ها و نخبه های جامعه است نه از روشنفکران و جریان روشنفکری. صرف نظر از این که اصلا دفاع شان به حق بوده یا خیر.

وقتی مطلب « رابطه روشنفکری و سیاست در بلوچستان » را می نوشتم ، تصور نمی کردم اینقدر مورد توجه قرار گیرد و کار به اینجا برسد که دوباره مجبور به پرداختن به آن موضوع شوم و مواضع ام را یک بار دیگر بیان کنم. محمد اکبر امیری نویسنده وبلاگ « آهوران سرزمین من» که  تازگی به جرگه وبلاگ نویسان پیوسته ، در مطلبی تحت عنوان «مصلحت خود نیز حقیقت است» سعی کرده پاسخی به مطلب این قلم بدهد.

ضمن تشکر از این وبلاگ نویس که با علاقه به نقد موضوعات مطرح شده در فضای مجازی می پردازد ،  می دانم ایشان منظور و هدف من را از نگارش مطلب یاده شده درک نکرده اند ، اما لازم دیدم به جهت حسن نظر همان دوستانی که با من همکلام و همصدا شده اند به مواردی اشاره کنم.

 به قول دوستمان رازگو بلوچ ، به نظر می رسد ایشان مفهوم روشنفکری را متوجه نشده اند و آن را با افراد تحصیلکرده و یا نخبه اجتماعی یکسان فرض کرده اند زیرا همه دفاعیات وی از تحصیلکرده ها و نخبه های جامعه است نه از روشنفکران و جریان روشنفکری. صرف نظر از این که اصلا دفاع شان به حق بوده یا خیر.

بارها و بارها چه در وبلاگم و چه در مطالبی که در دیگر سایت ها و نشریات نگاشته ام و چه در محافلی که حضور داشته ام ، اعلام کرده ام که  گفتگو بهترین راه حل جهت عبور قوم بلوچ از بحرانی به نام «روزمرگی» است ، این بحران بلوچ را چنان در خود غرق کرده که نجات غریقی ماهر هم شاید نتواند او را نجات بخشد.

اما مصلحت چیست ؟ از کدام مصلحت حرف می زنیم و اصلا" از کی معنای مصلحت با دروغ و پنهان کاری یکی شده است ، چرا سعی داریم خودمان را گول بزنیم و اطرافیانمان را هم وادار کنیم که باور کنند هر چه به نام مصلحت اتفاق می افتد حقیقت است.

بلاگر عزیز ! از مطلب شما دریافتم دنیای شما با دنیایی که من در آن سیر می کنم و برای آینده بلوچ متصور هستم کاملا" متفاوت است ، در دنیایی که من ساخته ام ،  آدم ها همدیگر را نمی کشند و به جای سلاح از زبان خود استفاده می کنند ، در دنیای من جدا کردن انسان ها تحت لوای طایفه برتر و قوم بهتر معنایی جز این ندارد که عده ای انسان ها را بز و گوسفند می شمارند تا بر سر آنان معامله ای سود آور انجام دهند ، در دنیای من آدم ها را به نام شهر و دیار از هم جدا نمی کنند تا سر آرمان هایی پوشالی با هم بجنگند.

دوست عزیز! مثل اینکه شما فراموش کرده اید ،  وارد قرن بیست و یکم شده ایم و دنیا دیگر صبر نمی کند تا شما ببینید مصلحت بر چه چیز و کدام کار است و منتظر نمی ماند تا کدخدا و شیخ و ریش سفید جمع شوند و شاید تصمیمی بگیرند.  بر خلاف نظر شما من فکر می کنم که درد مردم بلوچستان این نیست که واقعیت ها را نمی دانند ، درد این است که بیشتر مردم ما بهتر از من و شما می دانند حقیقت چیست و واقعیت کدام است ، ولی آن را به نام همان مصلحتی که شما از آن دم می زنید کنار می زنند تا مبادا گزندی به منافعشان وارد آید و شاید هم می ترسند  انگ بی دینی و ارتداد بر آنان ببندند.

بهتر با درس گرفتن از تاریخ گذشته نگاهی به آینده داشته باشیم ، سالیان سال است که عده ای با در دست گرفتن مصلحت جامعه بلوچ هر چه خواسته اند گفته اند ، خورده اند ، کرده اند و برده اند.

روشنفکر نهان و آشکار نمی شناسد و بدون شک او مراد و مصداق این غزل حافظ نیست: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند/ مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس/ توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 9:3  توسط صدیق حسین زاده  | 

شرح سرزمین مادری در منظومه ای به نام مکران

صدیق حسین زاده - رنج من به عنوان کسی که سودای نوشتن در سر دارد و می خواهد بیشتر از گذشته مردمان بلوچ بداند ، کمبود منابع مکتوب ، مستحکم و قابل استناد بر پایه علمی است ، آنچه امروز ما از تاریخ بلوچستان می دانیم یا وابسته به نویسندگان و مورخان غیر بلوچ است که روزگاری از این سرزمین عبور کرده اند و یا بر حسب ماموریت کاری شان مجبور به سفر به بلوچستان شده اند. البته بوده اند کسانی که رنج بسیاری در شناساندن تاریخ و فرهنگ بلوچ متحمل شده اند و قدردانی نکردن از زحمات شان ، جفایی بزرگ در حق آنان است.
تاریخ نگاری چه در زمینه انسانی و چه در ادبیات آن هم به سبک ایرانی اش در میان نویسندگان بلوچ عمری کوتاه دارد و اگر بخواهیم تعداد نویسندگان بلوچی را که به واکاوی تاریخی و فرهنگی بلوچ و بلوچستان پرداخته اند را بشماریم، شاید از تعداد انگشتان دست هم کمتر باشند، این است که وظیفه ما را سنگین می کند تا در حمایت از هم نسلمان که می خواهد تاریخ و فرهنگ کتابت شده ای برای آیندگان بر جای بگذارد قدم برداریم ، یقینا" یک نویسنده بلوچ مردم و فرهنگ ملک خود را بهتر از هر کسی می شناسد، پس شایسته تر هم می تواند آن را معرفی کند و ما وظیفه داریم که با حمایت ، تشویق و خرید آثارشان به آنها امید دهیم و با یاس و نا امیدی آنها مقابله کنیم ، چون نا امیدی صاحبان اندیشه و قلم همان و از بین رفتن تاریخ و تمدن یک قوم همان.
دکتر عبدالغفور جهاندیده ، عضو هیئت علمی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار و یکی از نویسندگان و پژوهشگران نام آشنای تاریخ و ادبیات بلوچ است ، وی سابقه طولانی تحقیق و پژوهش در ادبیات بلوچی دارد و کتابی ارزشمند به نام «دیوان راونبد» نیز از  وی در سال1384 به چاپ رسیده که با استقبال خوب دوستداران اهالی فرهنگ و ادب بلوچ مواجه شد و باعث شد پیوندهای خوبی بین جامعه دانشگاهی بومی و زبان و ادبیات بلوچی رقم بخورد.
کتاب دیگری که به تازگی از وی منتشر شده« شرح منظومه مکران» نام دارد که به شرح سروده ای مشهور از مولوی عبدالله روانبد می پردازد ، این کتاب دارای یک مقدمه و دو بخش اصلی است که در ادامه مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
بخش اول کتاب به مقدمه اختصاص یافته است ، این مقدمه کوتاه پیش زمینه خوبی به خواننده می دهد تا قبل از رسیدن به بخش های اصلی کتاب به خوبی با سرزمین مکران و قوم بلوچ از زمان ایران باستان تا تاریخ معاصر آشنا شود و به عقیده من این مقدمه ضمن آشنا کردن خواننده  با سرزمین و مردم بلوچ به او کمک می کند تا از جغرافیای انسانی و ساکنان بلوچستان درک بهتری داشته باشد و تاریخ بسیار خلاصه شده ای از بلوچستان به خواننده ارائه می هد. چیزی که بر عکس بسیاری از کتابهای تاریخ بلوچستان در این کتاب قابل توجه است ، نتیجه گیری نویسنده با توجه به مستندات تاریخی ارائه شده توسط تاریخ نگاران برای ریشه یابی نژاد قوم بلوچ است و این خود نشان از شجاعت نویسنده در بیان حقایق تاریخی را دارد.
بخش دوم به معرفی موضوع اصلی کتاب یعنی منظومه مکران توجه دارد ، نویسنده سعی می کند اهمیت اشعار این منظومه را در بین مردم بلوچ برای خواننده بیان کند ، جهاندیده در اهمیت منظومه می نویسد: جایگاه این منظومه در بلوچستان و مردم بلوچ مانند جایگاه منظومه «حیدر بابا»ی شهریار در میان آذریهاست. شهریار شاعر شهیر معاصر ، که مانند روانبد شاعری دوزبانه است ، شهریار منظومه حیدربابا را به زبان آذری سروده و در آن زادگاه خود را به گونه ای بسیار زیبا و هنری توصیف کرده است . دورنمایه این منظومه در بسیاری از جهات با منظومه مکران روانبد همانند است و در هر دو منظومه سخن از سرزمین مادری است.
بخش پایانی کتاب به متن منظومه مکران اختصاص دارد و نکته ای که به خوبی در این کتاب رعایت شده ، ساده نویسی و در عین حال رعایت آوا نویسی در رسم الخط بلوچی است و در کنار آن نگارش اشعار به زبان لاتین که می تواند در خواندن اشعار به خوانندگان غیر بلوچ  بسیار کمک کند، ‌تک تک مصرع ها با رعایت کامل اصول نگارش آوانویسی و ترجمه شده است ، همراه با معنی لغات ، ریشه واژگان ، نکات دستوری و آرایه های ادبی .
منظومه مکران دارای 317 بند(مصراع) است روانبد این منظومه را در قالب سنتی بلوچی سروده است و به عقیده دکتر جهاندیده از میان قالبهای شعر فارسی به مثنوی نزدیکتر است چون در آن محدودیت قافیه وجود ندارد و شاعر هر کجا می خواهد می تواند قافیه تغییر دهد. قافیه بندی در منظومه به گونه ای است که 150 مصراع نخست هم قافیه اند ، سپس قافیه را عوض می کند و 16 بند دیگر را به قافیه های همسان دیگری ادامه می دهد و این روند همچنان ادامه می یابد ، گاهی 6 بند را همقافیه و گاهی دهها بند دیگر را با قافیه های همسان دیگری می سراید.
منظومه مکران از مشهورترین سروده های بلوچی و شاهکاری بی مانند در ادبیات بلوچی است که در میان مردم بلوچ رایج است . بی دلیل نیست که این شعر بلافاصله پس از انتشار ، در همه مناطق بلوچ نشین ، ورد زبانها گشته و پهلوانان ، آن را به طور کامل در مجالس بزم و نقل ، با آواز دلنواز ساز می خوانده اند و از سویی دیگر بسیاری از شاعران بلوچ زبان از آن تقلید کرده و نظیره ساخته اند.
وشین وطن مئی مکران
دائم ببات ئی کامران
ای مکران ای مکران
هچبر مبات ئی لیمران

 

http://anthropology.ir/node/11233

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 9:20  توسط صدیق حسین زاده  | 

مطالب قدیمی‌تر